مرضيه محمدزاده

896

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

فدايى مازندرانى ميرزا محمود فدايى از سخن‌سرايان و مرثيه پردازان پر توان در روزگار قاجاريه است ، كه تاكنون ناشناخته مانده است . محمود فدايى در حدود سال‌هاى 1200 ه . ق . در روستاى تلاوك از بخش دودانگه‌ى شهرستان سارى در استان مازندران متولد شد . تحصيلات اوّليه را در زادگاه خود فرا گرفت سپس براى آموختن علوم دينى به شهر سارى و سپس قم رفت . ميرزا محمود به سبب زادگاهش به تلاوكى باز خوانده مىشد و تخلّصش « فدايى » است كه از زبان شاه شهيدان در عالم رؤيا ستانده و در سراسر ديوانش به كار برده است . فدايى با خاندان قاجار هم روزگار بود و در دوره حكومت فتحعلى شاه ، محمّد شاه و ناصر الدّين شاه زندگى مىكرده است . تنها اثر فدايى همين « مقتل » است كه در برگيرنده‌ى چهار نظام يا بخش است و به همين سبب برخى آن را « چهار نظام » مىخوانند . او خود در پايان ديوان مىنويسد : اين مقتل منظوم چو گرديد تمام * بر « چار نظام » نظم او يافت نظام افكند خلل به چار اركان وجود * بىنظم شد آن چار از اين چار نظام « 1 » نظام نخست هفتاد و دو بند كه 1740 بيت دارد . نظام دوم ، چهل و سه بند كه شامل 1301 بيت است . نظام سوم ، سى و دو بند كه شامل 523 بيت مىباشد و سرانجام نظام چهارم كه بخش پايانى مقتل هم هست در برگيرنده‌ى بيست و هفت بند و شامل 520 بيت است . بنابراين مجموع بيت‌هاى چهار نظام 4029 بيت مىباشد . سروده‌هاى فدايى ، بسيار سوزناك مىباشد و در روزهاى محرّم و سوگوارى سرور شهيدان در مساجد و تكيه‌هاى مازندران خوانده مىشود . سروده‌هاى او همواره استوار و ساده و دلنشين است و همين سبب شده كه بر شور و سوزناكى سوگ سروده‌ها افزوده گردد . تاريخ دقيق در گذشت فدايى روشن نيست . محمد طاهرى ( شهاب ) در مجله‌ى ارمغان مىنويسد : در حاشيه‌ى يكى از صفحات كتاب چهار نظام ، به خط شخص ديگرى تاريخ فوت فدايى را به سال 1282 ه ق . نوشته‌اند . « 2 » - * - نعت حسين ( ع ) : رخشنده گوهر صدف مصطفى ، حسين * تابنده اختر فلك مرتضى ، حسين قربانى مناى تمناى وصل دوست * ذبح عظيم كعبه‌ى كوى وفا حسين لنگر ز دست داده‌ى طوفانى ستم * كشتى به خون نشسته‌ى موج فنا حسين سلطان كشور الم و شاه ملك غم * سالار كاروان ديار بلا حسين دلبند مصطفى و جگر گوشه‌ى على * روح و روان حضرت خير النساء حسين آن جنگجوى يك تنه با سى هزار تن * در كارزار معركه‌ى كربلا حسين صد پاره تن چو غنچه ، صد پاره بر چو گل * از تيغ و تير و نيزه‌ى اهل جفا حسين

--> ( 1 ) - ديوان فدايى ؛ ص 208 . ( 2 ) - مجله ارمغان ، دوره‌ى سىام ، ش 4 و 5 ، ص 204 تا 208 . مقدمه‌ى ديوان فدايى ؛ ص پانزده تا سى و سه با تلخيص .